عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

82

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

رهايش كن » . و ابو زيد « 70 » از برخى اعراب روايت كرده كه گفت : « چه بسا گاهى بر جمعى بسيار وارد شديم ، و خيمه‌ها و قبه‌ها و جمعيّتى را ديديم ، آنگاه در همان لحظه آنها را ديگر نيافتيم » . و سمير بن « 71 » الحارث « 72 » گفته است : [ از بحر وافر ] 70 و نار قد حضأت بعيد وهن * بدار لا اريد بها مقاما 71 سوى تحليل راحلة و عين * أكالئه مخافة ان يناما 72 أتوا نارى فقلت منون انتم * فقالوا الجنّ ، قلت : عموا ظلاما 73 فقمت إلى الطّعام فقال منهم * زعيم : نحسد الإنس الطّعاما « 73 » و روايت شده كه عرب ، در روزگار جاهليّت از درون بتها همهمه‌اى مىشنيدند ، و چون خالد بت عزّى را ويران ساخت ، آن بت شراره‌اى بسوى او رها ساخت ، و برخى آن كار را از تردستيهاى خدمتگزاران بت ، به منظور حفظ منافع خود ، دانسته‌اند ، و ممكن است آن كار از بازيگريهاى پريان باشد . ( بيان ) گفتار خداى - تعالى - : وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ « 74 » يعنى يارانش ( ياران آن كسى كه شياطينش به سقوط كشانيده و يا هواى نفس را نزد او جلوه داده‌اند ) او را فرا مىخوانند ، و به او مىگويند : « ما به سر فرودآوردن در مقابل پروردگار جهانيان مأمور شديم » و عرب مىگويد : « أمرتك ان تفعل ( : تو را به انجام

--> ( 70 ) - او سعيد بن اوس بن ثابت الانصارى ، يكى از پيشوايان ادب و لغت و از اهل بصره است . سال 215 ه . در گذشت . ( نزهة الالبّاء ، ص 85 ) ( 71 ) - او سمير يا شمير بن الحارث الضبّىّ است . ( خزانة الادب ، ج 3 ، ص 3 ) ( 72 ) - و گفته شده آن ابيات از جذع بن سنان الغسّانى است . ( جامع الشواهد ، الالف بعد التاء ) و بيت 72 در البهجة المرضيّة معروف به سيوطى ، باب الحكاية ، ج 2 ، ص 692 نقل شده است . - م . ( 73 ) - آن ابيات در الحيوان ، ج 1 ، ص 186 ملاحظه شود . ( 74 ) - سورة الانعام ( 6 ) آيهء 71 .